ديدگا ه علمای اهل سنت درباره غدير


به تصريح برخي روايت‏هاي مربوط به غدير نزد اهل سنت، آيه اكمال دين، در روز غدير در جحفه، پس از آنكه پيامبر فرمان خدا را درباره علي(ع) به مسلمانان رساند، در شأن اميرمؤمنان، علي(ع) نازل شد و برخي بزرگان اهل ‌سنت اين شأن نزول را براي آن تأييد كرده ‏اند. در ادامه، به پاره ‏ا ي از اين سخنان اشاره مي‏كنيم:
 

الف) حافظ ابوجعفر محمد بن جرير طبري، (م 310 هـ . ق) در كتاب خود به نام الولايه، از زيد بن ارقم نقل كرده است كه نزول اين آيه، روز غديرخم و در شأن اميرمؤمنان، علي(ع) بوده است. طبري تصريح مي‏كند كه پيامبر، علي(ع) را با خود به منبر برد و دستش را بلند كرد، به‌گونه‏ اي كه سفيدي زير بازوان هر دو پيدا شد. آنگاه آنچه خدا درباره علي(ع) امر كرده بود، براي امت بيان فرمود.
 

ب) حافظ ابونعيم اصفهاني (م 430 هـ . ق) در كتابش به نام ما نزل من القرآن في علي، از ابوسعيد خدري روايت كرده است كه پيامبر در روز غديرخم، مردم را سوي علي(ع) فراخواند و فرمود خارهاي زير درختان را بكنند و اين روز، پنجشنبه بود. پس علي(ع) را خواست. آنگاه بازوان او را گرفت و بالا برد تا جايي كه مردم سفيدي زير بغل رسول خدا صلی الله علیه و آله را مي‏ديدند و مردم هنوز پراكنده نشده بودند كه اين آيه نازل شد: «اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ.»
 

ج) حافظ ابوبكر خطيب بغدادي (م 463 هـ . ق) در تاريخ خود1 از قول ابوهريره روايت مي‏كند كه پيامبر فرمود:

«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلي مَوْلاهُ.» سپس عمر بن خطاب چنين گفت: «بَخٍّ بَخٍّ يابن ابي‌طالبٍ اَصْبَحْتَ مَوْلاي وَ مَوْلي كُلِّ مُسلِمٍ.» آنگاه خدا اين آيه را نازل فرمود: «اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ....»
 

د) حافظ ابوالقاسم حاكم حسكاني، با واسطه از ابوسعيد خدري چنين نقل مي‏كند: هنگامي كه آيه «اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ» نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«خداوند بلندمرتبه است بر اكمال دين و اتمام نعمت. پروردگار خشنود شد به رسالت من و ولايت علي بن ابي‌طالب(ع) پس از من».2
 

هـ) ابوحامد سعدالدين صالحاني از شهاب¬الدين احمد در كتاب توضيح الدلايل علي ترجيح الفضايل نوشته مجاهد نقل مي‏كند كه گفت:

آيه «اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ» در روز غديرخم نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الله اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت. پروردگار به رسالت من و ولايت علي(ع) راضي شد».3
 

حافظ بن مردويه اصفهاني (م 1410 هـ . ق)؛ حافظ ابوسعيد سجستاني (م 477 هـ . ق)؛ ابوالحسن بن مغازلي شافعي (م 483 هـ.ق)؛ حافظ ابوالقاسم بن‌ عساكر شافعي‌ دمشقي (م 517 هـ . ق)؛ اخطب الخطباء خوارزمي (م 568 هـ . ق)؛ ابوالفتح نطنزي در كتابش الخصايص العلويه؛ ابومظفر سبط بن جوزي حنفي‌ بغدادي (م 654 هـ . ق) و شيخ‏الاسلام حمويني حنفي (م 722 هـ . ق) در اثرش با نام فرائد السمطين بر چنين سخني تصريح و تأكيد كرده ‏اند.4

سخن اين دسته از برادران اهل سنت با ديدگاه اهل بيت(ع) موافق است. به اعتقاد اهل بيت(ع) اين آيه روز پنج‌شنبه هجدهم ذي‌حجه، در جحفه، هنگام بازگشت پيامبر از حجة‌الوداع بر حضرت نازل شد. در اين هنگام، پيامبر به فرمان خداي تعالي همه مسلمانان را در غديرخم متوقف ساخت و براي آنان سخن گفت و علي(ع) را به جانشيني خود و پيشوايي مسلمانان پس از خويش نصب كرد و فرمود:
 

اي مردم! با خدا بيعت كنيد و با من و با اميرالمؤمنين علي(ع) و حسن(ع) و حسين(ع) و امامان، از نسل ايشان در دنيا و آخرت بيعت كنيد كه امامت در نسل ايشان باقي است. پس بيعت كنيد. خداوند بيعت‏شكنان را هلاك و وفاداران را شامل رحمت خويش مي‏كند و هركس بيعت را بشكند، به زيان خود شكسته است و هركس به پيمان خود با خدا وفا كند، خداوند به او پاداشي بزرگ مي‏بخشد.
 

روي هم رفته آنچه همه مسلمانان به آن اتفاق نظر دارند، اين است كه روز نزول آيه اكمال دين، روز غدير است كه عيد بزرگ الهي و به فرموده اهل بيت(ع) ، بزرگ‏ترين عيد مسلمانان است. دليل آن نيز روشن است؛ زيرا عيد هفتگي مسلمانان با نماز جمعه ارتباط دارد، عيد فطر با روزه و عيد قربان با حج، ولي عيد غدير با اتمام نعمت اسلام در همه شئون آن، ارتباط مستقيم دارد، كه نماز جمعه و روزه و حج بخشي از آن است.
 علاوه بر روایات فوق، روایات فراوان دیگرى در دست است که با صراحت مى گوید: این آیه در ماجراى غدیر خم و خطبه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و معرفى امیرالمؤمنین على(علیه السلام) به عنوان وصى و ولىّ نقل شده است و عدد آن ها به مراتب بیش از روایات گذشته است تا آن جا که محقق بزرگ، علامه امینى در کتاب الغدیر، حدیث غدیر را از 110 نفر از صحابه و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) با اسناد و مدارک معتبر نقل مى کند و همچنین از 84 نفر از تابعین و 360 دانشمند و مؤلف معروف اسلامى نام مى برد.•

پاورقی ها:
1. ر.ک: شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، ج 1، ص 239، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه
2. ر.ک: الغدیر، علامه امینى، جلد اول.
3. ر.ک: پیام قرآن، آیة الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 9، ص 181 ـ 200، دارالکتب ال
4. فاطر، 32.
5. ر.ک: الالهیات، جعفر سبحانى، ج 4، ص 82 ـ 105، مؤسسه امام صادق(علیه السلام).

منبع:

پرسمان قرآن

راسخون